نه به دورن مي روم؛ نه باز مي گردم
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:05
واژه هایت در قلب مندایره های سطح اب را می مانندبوسه ات بر لبانمبه پرنده ای در باد می ماندچشمان سیاهم بر روشنای اندامتفواره های جوشان در دل شب را یاداورندچونان ستاره ی زحلبر مدار تو دور دایره می گردمدر رویاهایمبر مداری می چرخمعشق مننه به درون می رومنه باز می گردم فدریکو گارسیا لورکا
انتخاب؟!
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 8:22
روزهای سخت؛ روزهای آسان؛ همگی بی وقفه و چون تند بادی وزان از پس هم می آیند و می روند؛ بی آنکه حتی کسی بپرسد؛ هی؛ کدامین روز انتخاب توست؟!
امروز
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 8:22
اگر گوشم را نمی کشی باید بگویم تاروت ریختم؛ برای دونفری مان. به طرزی غریب هر دو کارت عشق در کارت های صغیر و کبیر با هم آمد. گویی تاروت تلاش می کرد بهم بگوید که هیچ زمان دیگری در رابطه این همه به هم نزدیک نبوده ایم... یکی دیگر هم ریختم برای ترک محل کار. گفت چرا زانوی غم بغل گرفته ای؟ به زودی کار تازه...